الشيخ المنتظري

646

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

است . مقصود اين است كه اگر بنا شود به كسى اميدوار باشيم ، تو سزاوارترين افراد به اميدوارى هستى ، بايد به تو اميدوار بود و از اميد به ديگران بريد ، يا اين كه اگر رسيدن به تو اميد باشد تو بهترين اميدى . ويژگى حضرت على ( عليه السلام ) در ستايش خداوند « اَللَّهُمَّ وَقَدْ بَسَطْتَ لِى فِيَما لا اَمْدَحُ بِهِ غَيْرَكَ ، وَلا اُثْنِى بِهِ عَلَى اَحَد سِواكَ ، وَلا اُوَجِّهُهُ اِلَى مَعَادِنِ الْخَيْبَةِ وَمَوَاضِعِ الرِّيْبَةِ » ( بار خدايا تو به من قدرت و زبان گويايى دادى كه با آن غير تو را مدح و ستايش نمىكنم ، و غير تو را ثنا نمىگويم ، و متوجّه نمىكنم مدح و ثناى خود را به سوى كانونهاى نوميدى و موارد شك و ترديد . ) مقصود از « قد بسطت لى فيما لا امدح به غيرك » قدرت بيان است ، عرض مىكند : خدايا تو قدرت سخن گفتن و فصاحت و بلاغت را به من دادى و من غير از تو را با آن ستايش نمىكنم . « و لا اثنى به على احد سواك » و با اين قدرت بيان ثناگوى كسى غير از تو نمىشوم . « و لا اوجّهه اِلى معادن الخيبة و مواضع الرّيبة » ; « اوجّهه » از « توجيه » به معناى روآوردن و توجّه كردن است ; يعنى متوجّه نمىكنم حمد و ثناى خود را به كسانى كه كانون نوميدى و يا جاى شك و ترديد هستند . « وَعَدَلْتَ بِلِسَانِى عَنْ مَدَائِحِ الاْدَمِيّينَ وَالثَّنَاءِ عَلَى المَرْبُوبِينَ الَْمخْلُوقِينَ » ( و تو زبانم را از مدح آدميان و ثناى خلايقى كه آفريده هاى تو هستند باز داشتى . ) « عدلت » از « عدول » به معناى برگرداندن است . « مدائح » جمع « مديحة » به معناى مدح ، و « آدميّين » جمع « آدمىّ » به معناى انسانهاست . « مربوبين » جمع « مربوب » به معناى خلق شدگان است . مىفرمايد : و تو زبانم را از مدح و ثناى انسانهايى كه مخلوق و تربيت يافته تو هستند باز گرداندى ; حيف از زبان حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) با اين فصاحت و بلاغت است كه بخواهد در حمد و ثناى غير خداوند عالم به كار گرفته شود .